فوت و فن عشق...
چهارشنبه 15 اردیبهشت 1389 09:37 ب.ظ
ارسال شده در: شعر... ،
پیش بیا پیش بیا پیش تر
تا که بگویم غم دل بیشتر
دوست ترت دارم از هر چه دوست
ای تو به من از خود من خویش تر
دوست تر از آنکه بگویم چقدر
بیشتر از بیشتر از بیشتر
درد تو را از همه داراترم
داغ تو را از همه درویش تر
هیچ نریزد به جز از نام تو
گر بزنی بر رگ من نیشتر
فوت و فن عشق به شعرم ببخش
تا نشود قافیه اندیشتر
(قیصر امین پور)
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
عشق چون در سینه ام بیدار شد .....
جمعه 10 اردیبهشت 1389 05:04 ب.ظ
ارسال شده در: شعر... ،
ای شب از روءیای تو رنگین شده سینه از عطر توام سنگین شده
ای بروی چشم من گسترده خویش شادیم بخشیده از اندوه بیش
همچو بارانی که شوید جسم خاک هستیم ز آلودگی ها کرده پاک
ای تپش های تن سوزان من آتشی در سایهء مژگان من
ای زگندم زار ها سرشار تر ای ز زرین شاخه ها پربار تر
ای در بگشوده بر خورشید ها در هجوم ظلمت تردید ها
با توام دیگر ز دردی بیم نیست هست اگر٬ جز درد خوشبختیم نیست
ای دل تنگ من و این بار نور؟ هایهوی زندگی در قعر گور؟
ای دو چشمانت چمنزاران من داغ چشمت خورده بر چشمان من
پیش از اینت گر که در خود داشتم هر کسی را تو نمی انگاشتم
درد تاریکیست درد خواستن رفتن و بیهوده خود را کاستن
سر نهادن بر سینه دل سینه ها سینه آلودن به چرک کینه ها
در نوازش٬ نیش ماران یافتن زهر در لبخند یاران یافتن
زر نهادن در کف طرار ها گمشدن در پهنهء بازار ها
آه٬ ای با جان من آویخته ای مرا ازا گور من انگیخته
چون ستاره٬ با دو بال زرنشان آمده از دور دست آسمان
از تو تنهائیم خاموشی گرفت پیکرم بوی همآغوشی گرفت
جوی خشک سینه ام را آب٬ تو بستر رگهایم را سیلاب٬ تو
در جهانی اینچنین سرد و سیاه با قدمهایت قدمهایم براه
ای به زیر پوستم پنهان شده همچو خون در پوستم جوشان شده
گیسویم را از نوازش سوخته گونه هایم از هرم خواهش سوخته
آه٬ ای بیگانه با پیراهنم آشنای سبز زاران تنم
آه٬ ای روشنان طلوع بی غروب آفتاب سرزمین های جنوب
آه٬ آه ای از سحر شاداب تر از بهاران تازه تر سیراب تر
عشق دیگر نیست این٬ این خیرگیست چلچراغی در سکوت و تیرگیست
عشق چون در سینه ام بیدار شد از طلب پا تا سرم ایثار شد
این دگر من نیستم٬ من نیستم حیف از آن عمری که با من زیستم
ای لبانم بوسه گاه بوسه ات خیره چشمانم را به بوسه ات
ای تشنج های لذت در تنم ای خطوط پیکرت پیراهنم
آه می خواهم که بشکافم ز هم شادیم یک دم بیلاید به غم
آه می خواهم که برخیزم زجای همچو ابری اشک ریزم هایهای
این دل تنگ من و این دود عود؟ در شبستان٬ زخمه های چنگ و رود؟
این فضای خالی و پرواز ها؟ این شب خاموش و این آواز ها؟
ای نگاهت لای لائی سحر بار گاهوار کودکان بیقرار
ای نفس هایت نسیم نیمخواب شسته از زمین لرزه های اضطراب
خفته در لبخند فردا های من رفته تا اعماق دنیا های من
ای مرا با شور شعر آمیخته اینهمه آتش به شعرم ریخته
چون طب عشقم چنین افروختی لا جرم شعرم به آتش سوختی
فروغ فرخزاد
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 10 اردیبهشت 1389 05:15 ب.ظ
خوشا عشق.....
پنجشنبه 9 اردیبهشت 1389 09:59 ق.ظ
ارسال شده در: شعر... ،
خوشا عشق و خوشا عشق و خوشا عشق که میگیرد وجودم را فراچنگ
چو عشق آید مرا از خود خبر نیست چو باغ گل همه عطرم همه رنگ
همه شوقم همه شورم همه حال نه از نامم خبر باشد نه از رنگ
ازین هستی رها گردم سبکبال و زین عالم جدا باشم به فرسنگ
فریدون مشیری
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 10 اردیبهشت 1389 05:16 ب.ظ
حیران...
پنجشنبه 9 اردیبهشت 1389 09:49 ق.ظ
ارسال شده در: شعر... ،
هر روز اگر یک بوسه مهمان تو باشم عمری به شیرینی غزل خوان تو باشم
با من اگر پیمان نگه داری به یاری من تا نفس دارم به پیمان تو باشم
عشق تو شد فرمانروای هستی من تا هرچه فرمایی به فرمان تو باشم
گر در تو حیران مانده ام بر من ببخشای من، دوست میدارم که حیران تو باشم
حیران چشمان تو بودن رستگاریست بگذار تا حیران چشمان تو باشم
فریدون مشیری
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 9 اردیبهشت 1389 09:57 ق.ظ
Stanford University Diving Safety Manual
پنجشنبه 9 اردیبهشت 1389 09:32 ق.ظ
ارسال شده در: شنا و غواصی... ،
دانلود Stanford University Diving Safety Manual به زبان انگلیسی با حجم 332 کیلو بایت
http://up.iranblog.com/Files/54f5f2e158ac4d909ac8.rar
پسوورد: www.peymandreams.mihanblog.com
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 9 اردیبهشت 1389 10:09 ق.ظ
Diving and Hyperbaric Ophthalmology
پنجشنبه 9 اردیبهشت 1389 09:29 ق.ظ
ارسال شده در: شنا و غواصی... ،
دانلود کتاب Diving and Hyperbaric Ophthalmology به زبان انگلیسی با حجم 390 کیلو بایت
http://up.iranblog.com/Files/84ff39aab0a34118ad42.rar
پسوورد: www.peymandreams.mihanblog.com
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 9 اردیبهشت 1389 10:10 ق.ظ
کتاب آموزش شنا
پنجشنبه 9 اردیبهشت 1389 08:52 ق.ظ
ارسال شده در: شنا و غواصی... ،

کتاب آموزش شنا به همراه متن زبان اصلی(انگلیسی) و ترجمه بخشی از آن

http://up.iranblog.com/Files/72b4c002f86d4aeb910b.rar
دانلود ترجمه فارسی بخشی از کتاب با حجم 1.5 مگا بایت
http://up.iranblog.com/Files/450eada7485547949455.rar
پسوورد: www.peymandreams.mihanblog.com
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 9 اردیبهشت 1389 09:28 ق.ظ
ای از عشق پاک من همیشه مست
چهارشنبه 8 اردیبهشت 1389 09:23 ب.ظ
ارسال شده در: شعر... ،
ای از عشق پاک من همیشه مست
من تو را اسان نیاوردم به دست
بارها این کودک احساس من
زیر باران های اشک من نشست
من تو را اسان نیاوردم به دست
در دل اتش نشستن کار اسانی نبود
راه را بر اشک بستن کار اسانی نبود
با غروری هم قدو بالای اسمان
بارها در خود شکستن کار اسانی نبود
بارها این دل به جرم عاشقی
زیر سنگینی بار غم شکست
من تو را اسان نیاوردم به دست
در بدست اوردنت بردباری ها شده
بی قراری ها شده ، شب زنده داری ها شده
در بدست اوردنت پایداری ها شده
با ظلم و جور روزگار سازگاری ها شده
ای از عشق پاک من همیشه مست
من تو را اسان نیاوردم به دست
من تو را اسان نیاوردم به دست..
جهانبخش پازوکی
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 9 اردیبهشت 1389 09:26 ق.ظ
ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم
چهارشنبه 8 اردیبهشت 1389 09:12 ب.ظ
ارسال شده در: شعر... ،
ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم چند وقت است که هر شب به تو می اندیشم
به تو آری ، به تو یعنی به همان منظر دور به همان سبز صمیمی ، به همبن باغ بلور
به همان سایه ، همان وهم ، همان تصویری که سراغش ز غزلهای خودم می گیری
به همان زل زدن از فاصله دور به هم یعنی آن شیوه فهماندن منظور به هم
به تبسم ، به تکلم ، به دلارایی تو به خموشی ، به تماشا ، به شکیبایی تو
به نفس های تو در سایه سنگین سکوت به سخنهای تو با لهجه شیرین سکوت
شبحی چند شب است آفت جانم شده است اول اسم کسی ورد زبانم شده است
در من انگار کسی در پی انکار من است یک نفر مثل خودم ، عاشق دیدار من است
یک نفر ساده ، چنان ساده که از سادگی اش می شود یک شبه پی برد به دلدادگی اش
آه ای خواب گران سنگ سبکبار شده بر سر روح من افتاده و آوار شده
در من انگار کسی در پی انکار من است یک نفر مثل خودم ، تشنه دیدار من است
یک نفر سبز ، چنان سبز که از سرسبزیش می توان پل زد از احساس خدا تا دل خویش
رعشه ای چند شب است آفت جانم شده است اول اسم کسی ورد زبانم شده است
آی بی رنگ تر از آینه یک لحظه بایست راستی این شبح هر شبه تصویر تو نیست؟
اگر این حادثه هر شبه تصویر تو نیست پس چرا رنگ تو و آینه اینقدر یکیست؟
حتم دارم که تویی آن شبح آینه پوش عاشقی جرم قشنگی ست به انکار مکوش
آری آن سایه که شب آفت جانم شده بود آن الفبا که همه ورد زبانم شده بود
اینک از پشت دل آینه پیدا شده است و تماشاگه این خیل تماشا شده است
آن الفبای دبستانی دلخواه تویی عشق من آن شبح شاد شبانگاه تویی
_ بهروز یاسمی _
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
زندگـــی زیبـاســـت چشمـی بـاز کـن....
چهارشنبه 8 اردیبهشت 1389 08:49 ب.ظ
ارسال شده در: شعر... ،
زندگـــی زیبـاســـت چشمـی بـاز کـن گردشـــی در کوچــه باغ راز کن.
هر که عشقش در تماشا نقش بست عینک بد بینی خود را شکسـت.
علـت عـاشــــق زعـلتــها جــداســـت عشق اسطرلاب اسرار خداست
من مـیـــان جســـمها جــان دیـــده ام درد را افکنـــده درمـان دیـــده ام
دیــــده ام بــر شـــاخه احـســـاســها می تپــد دل در شمیــــم یاسها
زنــدگــی موسـیـقـی گنـجشـکهاست زندگی باغ تماشـــای خداســت
گـــر تـــو را نــور یـقیــــن پیــــــدا شود می تواند زشــت هم زیبا شــود
حال من ,در شهر احسـاسم گم است حال من ,عشق تمام مردم است
زنـدگــی یــعنـی همیـــــــن پــروازهــا صبـــح هـا , لبـخند هـا , آوازهـــا
ای خــــطوط چهــــره ات قـــــــرآن من ای تـو جـان جـان جـان جـان مـن
با تـــو اشــــعارم پـر از تــو مــی شـود مثنوی هایـم همــه نو می شـود.
حرفـهایـم مــــرده را جــــان می دهــد واژه هایـم بوی بـاران می دهـــد.
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 8 اردیبهشت 1389 08:51 ب.ظ
آشنایی با فرادرمانی
چهارشنبه 1 اردیبهشت 1389 11:03 ق.ظ
ارسال شده در: عرفان کیهانی (حلقه)... ،
به نام خدا
محمد علی طاهری
فرادرمانی شاخهای از درمانهای مكمل میباشد و ماهیتی كاملاً عرفانی داشته، زیر مجموعهای از عرفان کیهانی (حلقه) به شمار میآید (بنیانگذاری شده توسط استاد محمدعلی طاهری - منطبق بر عرفان ایران). در این شاخهی درمانی، بیمار توسط فرادرمانگر به شبكه شعور كیهانی (شبكه
آگاهی و هوشمندی حاكم بر جهان هستی، روح القدس) متصل شده و ضمن ارایه
اطلاعاتی از نحوه اتصال خود، از طریق گرم شدن، سرد شدن، درد گرفتن، تیر
كشیدن، ضربان زدن، تشنج و... اعضای معیوب و تنشدار بدن او مشخص شده و با
حذف علایم، روند درمان آغاز میشود.
نام فرادرمانی از آنجا بر روی این شاخه گذارده شده است كه از نوعی نگرش به نام فراكل نگری ناشی شده است. در این نگرش به انسان، به وسعت و عظمت جهان هستی نگاه میشود نه صرفاً مشتی گوشت و پوست و استخوان.
جهان انسان شد و انسان جهانی از این پـاكیــزه تـر نـبود كــلامــی
در این نگرش، انسان مجموعهای است از جسم، روان، ذهن و کالبدهای متعدد دیگر، مبدلهای انرژی مختلف (چاکراها) کانالهای محدود و مسدود انرژی (کانالهای مطروحه در طب سوزنی)، حوزههای مختلف انرژی پولاریتی بدن، حوزهی بیوپلاسما، شعور سلولی، فرکانس مولکولی... و بینهایت اجزای تشکیل دهندهی ناشناختهی دیگر.
در این مکتب عرفانی برای درمان انسان، به همهی اجزای وجودی او توجه شده و کل وجود، به طور همزمان در ارتباط با شبکه شعور کیهانی قرار میگیرد تا با صلاحدید و هوشمندی آن، نسبت به رفع اختلال در اجزای مختلف، کارهای فرادرمانی لازم، توسط شبکه روی بیمار صورت گرفته و مراحل درمان را طی کند.
بنابراین، از این دیدگاه، برای درمان همه نوع بیماری میتوان از اتصال به شبکه شعور کیهانی كمك گرفت و فرادرمانگر اجازه ندارد که هیچ نوع از انواع بیماریها را غیرقابل علاج بداند، زیرا برای شعور و هوشمندی کیهانی هر نوع اصلاح و رفع هر اختلالی در بدن امکانپذیر میباشد.
توضیح اینکه شبكه شعور كیهانی، مجموعه هوش و خرد و یا آگاهی حاكم بر جهان هستی است كه به آن آگاهی نیز گفته میشود و یکی از سه عنصر موجود در جهان هستی میباشد. نظر به اینكه آگاهی نه ماده است و نه انرژی، بنابراین بعد زمان و مكان بر آن نیز حاكم نبوده و درمان به كمك این شبكه از راه دور و نزدیك امكانپذیر است. همچنین فاقد كمیت بوده و قابل اندازهگیری نیست و همان گونه كه ذكر شد، فقط با ایجاد انگیزشهایی در بدن بیمار، نقطهی اثر آن آشكار میشود. بنابراین، درمانگر نمیتواند از بابت قدرت آن، چیزی را به خود نسبت دهد.
سه عنصر تشکیل دهنده جهان هستی عبارتند از: ماده، انرژی و آگاهی.
نکتهی مهم در این مکتب این است که بر خلاف خیلی از روشها، درمان توسط درمانگر انجام نشده بلکه از طریق اتصال به شبکه شعور کیهانی صورت میگیرد و درمانگر صرفاً نقش یک واسطه را بازی میکند تا حلقهای به نام حلقهی وحدت - حبل الله (که حلقهی بسیار هوشمندی میباشد؛) تشکیل شود. سعدی در مورد این حلقه چنین میگوید:
سلسلهی موی دوسـت، حلقهی دام بلاســت هرکه در این حلقه نیست، فارغ از این ماجراست
شرط اساسی برای نتیجه گرفتن از فرادرمانی، حضور بیطرفانه در این حلقه میباشد، درست مانند یک شاهد و نظارهگر و نیازی به داشتن اعتقاد و ایمان نیست و خارج بودن از این حلقه نیز، به معنی محروم بودن از فیض این حلقه میباشد.
با توضیح فوق مشخص میشود که فرادرمانی
به انرژی و مهارت درمانگر بستگی نداشته و نیازی به داشتن استعداد و قدرت و
انرژی خاصی نمیباشد، بلکه درمان، توسط هوشی بسیار برتر هدایت میشود و
قابلیتهای فردی تاثیری در انجام آن ندارد. در نتیجه، فرادرمانگر نیز دچار
هیچ نوع عارضهای مانند خستگی و تحلیل جسمی نمیشود و نیازی به جبران
انرژی از طبیعت و غیره را نخواهد داشت. در ضمن وجود لایهی محافظ فرادرمانگر را از خطر تشعشع شعور معیوب سلولی و سایر تشعشعات منفی بیمار و همچنین از تداخل موجودات غیر ارگانیک، محافظت میکند.
نکتهی مهم دیگر در این مکتب این است که شخص با سعی و کوشش و تلاش خود درمانگر نمیشود بلکه اجازهی درمانگری و تجهیز به لایهی محافظ، پس از مکتوب نمودن سوگندنامه به او تفویض میشود.
به سعی خود نتوان برد پی به گوهر مقصود خیــال بـود که این کــار، بی حـواله بـود
(حافظ)
در این مکتب، فرد از تمام تواناییها و قابلیتهای فردی کاملاً خلع سلاح شده و بدون داشتن هیچ گونه وسیله و روشی که بتواند آن را به خود نسبت دهد، (پس از تفویض اتصال و لایه محافظ به درمانگر،) اقدام به درمانگری مینماید و در این راستا برای درمان و درمانگری از هیچ نوع تمرکز، تصور و تخیل، ذکر و مانترا، ترسیم سمبل، تلقین و روشهای خود هیپنوتیزم و... استفاده نمیشود.
همچنین
در این مکتب اعتقاد بر این است که انسان در این رابطه میتواند از
توانمندیهای معنوی بسیار زیادی برخوردار باشد که توان فرادرمانگری یکی از
آنها است و از این اتصال میتوان در شناخت گنجهای درونی بهره برداری
نموده و به روشن بینی (که
به معنای روشن دیدن و اشراق، رسیدن به وضوح، فهم و درک روشن از جهان هستی
میباشد،) رسیده و زمینهی ارتقاء روح فردی و جمعی جامعه را فراهم نماید و
این خود میتواند باعث اعتلای انسان شده و از درد و رنج او بکاهد. زیرا
درد و بیماری شایستهی انسان، (همان اشرف مخلوقاتی که خداوند برای خلق او
به خود تبریک گفت،) نیست و تلاش برای رهایی از درد و رنج و خفت و خواری،
نه تنها کارمایی(عکس
العمل منفی) برای او به وجود نمیآورد، بلکه جزء رسالت انسان نیز میباشد؛
خصوصاً این که علت برخی از دردها و بیماریها صرفاً ناشی از طرز فکر و
بینشهای غلط او میباشد.
درمان به عنوان یک روش عرفانی، در راه رسانیدن درمانگر به اهداف زیر، مورد استفاده قرار میگیرد:
-
شناسایی و آشنایی عملی با هوشمندی و شعور الهی،
-
شناختن گنج درون و رسیدن به دانش کمال،
-
رهایی از گرفتاری در خویشتن،
-
خدمت به خلق و آشنایی با عبادت عملی و امکان تحقق بخشیدن به آن.
فرادرمانی برای بیمار نیز به عنوان یک حرکت عرفانی برای متحول نمودن او به کار گرفته میشود. زیرا، در این مکتب شفای جسم بدون تحولات مثبت درونی، فاقد ارزشهای لازم میباشد و اتصال بیمار به شبکه شعور الهی، توجه او را به منبعی هوشمند جلب نموده و او را به حقیقتی شگرف آشنا میکند که به دنبال آن، زمینهی ایجاد تحولات درونی او را فراهم میسازد.
ساقیا بده جامـی، زان شراب روحانـی تا دمی بیاسایم، زین حجاب جسمانی
(شیخ بهایی)
نکتهی خیلی مهم: سن، جنسیت، ملیت، میزان تحصیلات، مطالعات، تعالیم و تجارب عرفانی و فکری، استعداد و لیاقتهای فردی و... همچنین نحوه و نوع تغذیه، ورزش، ریاضت و... در کار با شبکه شعور کیهانی هیچ گونه تاثیری ندارند. زیرا، این اتصال و برخورداری از مدد آن، فیض و رحمت عام الهی بوده که بدون استثنا شامل حال همهی انسانها میباشد.
بیا که دوش به مستی، سروش عالم غیب نویـد داد که عـام است، فیــض رحـمــت او
(حافظ)
منبع: http://www.interuniversalfans.com
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 1 اردیبهشت 1389 11:11 ق.ظ
تعداد کل صفحات : 2 1 2
تبلیغات 
